صفحه نخستخبرسیاستفرهنگاقتصاداجتماعیمجاهد کودکدرباره جمعیتسخنان رهبردرباره ما  

سرمقاله

پيام صلاح الدين رباني رئيس جمعيت اسلامي افغانستان بمناسبت سال نو

حلول بهار و سال نو ١٣٩٤ خورشيدي را به همه مردم رنجديدۀ افغانستان از صميم قلب تبريك مي گويم. سال گذشته براي افغانستان، پر از مشكلات و دشواري هاي مختلف سياسي و امنيتي بود. در كنار آن، انتخابات رياست جمهوري و تجربۀ دومين انتقال مسالمت آميز قدرت نيز يك آزمون بزرگي براي مردم و دولت مردان افغانستان بود كه الحمدلله با وجود مشكلات در اين پروسه، با تشكيل حكومت وحدت ملي از اين آزمون موفقانه عبور كرديم...


از نوروز و سال نو هجری خورشیدی، تجلیل بعمل آمد

پایان سال پنجم پارلمان و دستآورد های پنج ساله!

ترکيه او سعودي د امت مشرۍ په نوې سيالۍ کې

یادوبود از چهارمین سال شهادت جنرال سیدخیلی

پیام صلاح الدین ربانی رئیس جمعیت اسلامی افغانستان به مناسبت قیام 24 حوت هرات

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

                                                   

به امید اینکه؛ سال نو را، سال صلح بنامیم!

سال 1394 هجری خورشیدی فرا رسید، این سال را نیز با همه تحولاتی که در پی خواهد داشت، سال نکو، پُر از خوشی، رفاه و ترقی برای کشور و مردم افغانستان می خواهیم. در سال گذشته، شاهد اتفاقات ناگواری بودیم که نا امنی، حملات انتحاری و انفجاری، آدم ربایی، وقوع حوادث طبیعی، جان تعدادی از نیروهای امنیتی و دفاعی و برخی شهروندان کشور را در برخی مناطق گرفت و مردم را به ماتم نشاند و تعدادی هم بی خانمان شدند و صدمۀ مالی دیدند و برخی هم به جمع معلولان پیوستند.

در سال گذشته نیز همانند سال های پار، فساد اداری، نبود زمینۀ اشتغال برای بیکاران، افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر، بسته بودن تعدادی مکاتب در برخی مناطق نا امن بروی دانش آموزان، قانون شکنی، غصب زمین توسط زورمندان و ده ها مورد دیگر از جمله چالش هایی بود که ضربه بر کشور و مردم وارد کرد و نمایانگر نبود یک حکومتداری خوب را به اثبات رسانید. بدون تردید بی باوری ها را هم نسبت به حاکمیت تقویت کرد.

اما با وجود نا امنی ها و مداخلات پیدا و پنهانی که از سوی دشمنان داخلی و خارجی وجود داشت، نباید نا دیده گرفت که شاهد کارهای مثمر در کشور و ایجاد روابط نیک با برخی کشورها نیز بوده ایم. از همه مهمتر و آنچه برای کشور و مردم ما در اولویت قرار دارد که سال ها ست منتظر آنیم، تحکیم پایه های صلح است که زمزمه های این آسایش بشریت به گوش ها طنین انداخته و نوید بخش می باشد. تلاش هایی وجود دارد، مخالفان مسلح دولت به پروسۀ صلح بپیوندند، که در صورت تحقق این نیاز همگانی، سال جدید –1394- را سال صلح بنامیم تا دیگر شاهد نا امنی در کشور نباشیم و مردم ما همه متحدانه و یک پارچه زنده گی نمایند...


 

 

 

 

 

 
 

 

 

چرا احزاب سیاسی موفق نیست؟



نوشتۀ همنوا

در کشورما از گذشته ها، قانون احزاب سیاسی وجود نداشت. گرچه قانون اساسی سال 1343، از تصویب قانون احزاب، یاد کرده بود ولی تا آخر رژیم سلطنت، قانون احزاب سیاسی تصویب و توشیح نشد...

با کودتای 26 سرطان 11352 تمام آزادی های موجود در رژیم قبلی از جمله آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات و... همه نابود گردید و فقط چند اجتماع دولتی به نفع زمامدار دایر گردید و هرگز نشریه و جریدۀ قبلی اجازه نیافت و فضای دیکتاتوری و یکه تازی حاکم گردید... در این دوران فقط دو گروه مشخص چپ به نام خلق و پرچم می توانستند که اعلامیه ها بدهند و در اولین و دومین بهار جمهوریت پیام های خود را در تایید نظام دیکتاتوری، نشر نمایند. در این نظام که وزرای داخله و معارف از همان گروه ها و به خصوص گروه پرچم بود و ده ها والی، ولسوال، مدیر معارف و مدیر لیسه از همان گروه رویکار آمدند... بالاخره در سال آخر نظام، این دو گروه که به اشارۀ شوروی متحد شده بودند، دوباره یکجا شدند و بعد کودتا کردند...

در قانون اساسی رژیم داوود خان نیز سیستم یک حزبی به نام "انقلاب ملی" پیش بینی شده بود که در سال آخر توسط لویه جرگۀ فرمایشی به تصویب رسید و بازهم کودتای ننگین هفت ثور، داوود خان و خانواده و نزدیکان و بعضی از وزیران او را در یک روز به کام مرگ فرو برد و بدترین و وحشتناک ترین دورۀ ترورها و جنایات ضد حقوق بشر آغاز گردید... پس از کودتای حزب دموکراتیک خلق به صورت یک حزبی زمام امور را به دست گرفت و دیکتاتوری حزبی نیز حاکم گردید، بعد از چندماه، دوباره گروه های حاکم جدا شده و به جان هم افتادند! ماجراها را همه به یاد دارند و از آن می گذریم...

این بدترین دوران سرکوب و خفقان و ترور بود و هزاران افسر، عالم، استاد، محصل، متعلم، مامور و افراد عادی توسط رژیم غاصب و ضد حقوق بشر، بدون محاکمه به شهادت رسیدند... در این دوران جنایت و خون آشامی، بدترین دوران حزب بود و همه مردم را از حزب و حزبی بودن منزجر و متنفر ساخت! حتی افراد ملحد، ضد آزادی و ضد حقوق بشر را مردم حزبی خطاب می کردند، یعنی متعلق به حزب حاکم و جنایتکار است! داستان دراز اعدام ها و سرکوب های داخل حزب را می توان در حزب دموکراتیک خلق از تره کی تا نجیب مطالعه کرد و خاطره نویسان حزب مذکور به تفصیل در کتاب های خود آن را نوشته اند!پس مردم ما چه تصویری می توانستند از حزب و حزبی در ذهن خود داشته باشند! دوران جنایت بار حزب دموکراتیک خلق، ضربۀ هولناک بر سیستم حزب و حزب بازی در کشورما بود که باگذشت چندین دهه دیگر نمی شود اذهان مردم را برای قبول و پذیرش حزب سیاسی آماده کرد!

انضباط شدید حزبی، انشعاب ها و سرکوب ها جزء مهم حزب دموکراتیک خلق و سایر احزاب چپ در دنیا است که تاریخ معاصر بر آن گواه است!

اما تنظیم های جهادی: پس از کودتای ثور تعدادی از تنظیم های جهادی، یکی پی دیگر ظاهر گردیده و در صفوف مردم و جبهات جهادی نقش عمدۀ تاریخی بجا گذاشتند. نهضت اسلامی افغانستان که به نام جمعیت اسلامی افغانستان در داخل کشور و سال ها قبل از کودتای ثور، شکل گرفته بود و مراحل دشوار مبارزه را در دیکتاتوری داوود خان تجربه می کرد، بعدها در محیط مهاجرت به نام جمعیت اسلامی و حزب اسلامی انشعاب کرد و گروهی تحت رهبری حکمتیار از جمعیت جدا شدند و بعدها گروه های دیگر به نام جبهۀ ملی نجات افغانستان، محاذ ملی اسلامی افغانستان و اتحاد ها به نام اتحاد اسلامی برای آزادی افغانستان و پیمان اتحاد اسلامی، حزب اسلامی تحت رهبری مولوی محمد یونس خالص و.... روی صحنه آمدند.

عجیب است که کسانی از جملۀ پیشگامان نهضت اسلامی، کتابی نوشته اند و یا برای شان نوشته شده و از منابع مختلف و متضاد جمع آوری شده و در قسمت اخیر کتاب تحت عنوان « زندگی نامۀ مولف» نوشته اند. «در پشاور با جمعی از دوستان سابق نهضت اسلامی، اساس جمعیت اسلامی افغانستان را گذاشت و تا پایان به حیث معاون و منشی جمعیت اسلامی افغانستان کار نمود !» یعنی پس از کودتای ثور و در شهر پشاور پاکستان، اساس جمعیت اسلامی افغانستان توسط فلان فرد با جمعی از دوستان سابق نهضت اسلامی، گذاشته شده!!نمی دانیم که این حرف ها را که نوشته و به نام نویسنده در کتاب آورده است؟ آیا نویسنده نمی داند که جمعیت در افغانستان و سال ها قبل از کودتای ثور اساس گذاشته شده بود و او نیز یک عضو آن بود؟

آیا محترم استاد سیاف در اولین روزهای ماه میزان، پس از شهادت رهبر فقید جمعیت اسلامی، در منزل رهبر شهید و در جمع صدها نفر سخنرانی نکرد و نگفت که، رهبر شهید در کابل و قبل از کودتای ثور، رهبر جمعیت بود و من (استاد سیاف) معاون جمعیت؟! آیا این سخنرانی محترم استاد سیاف بارها از تلویزیون نور نشر نشده است؟

پس اولین معاون جمعیت اسلامی افغانستان طبق اسناد و حافظۀ همه راهیان نهضت، محترم استاد سیاف بود که در دوران داوود خان به زندان رفت...

در سال 1358 محترم انجنیر احمد شاه احمدزی که در دوران حکومت داوود پس از تحصیل در امریکا در یکی از پوهنتون های عربستان سعودی، استاد بود، به پشاور آمد و با درنظرداشت سوابق او به حیث معاون جمعیت اسلامی افغانستان ایفای وظیفه کرد. پس از کناره گیری انجنیر احمد زی از معاونیت جمعیت اسلامی، از همان روز تا امروز جمعیت اسلامی افغانستان معاون نداشته و در سال های جهاد و هجرت مرحوم پوهاند دکتور محمد موسی توانا به حیث کفیل و یا مرحوم مولوی میر حمزه به حیث سرپرست جمعیت اسلامی در زمان سفرهای رهبر شهید، از جمعیت اسلامی سرپرستی می کردند و هرگز کسی به نام معاون جمعیت حضور نداشت!

نمی دانیم که زندگی نامۀ مؤلف را کی نوشته و حقایق روشن و آفتابی را کتمان و روی آن پرده انداخته و هرگز و هرگز کوچکترین سندی که معاونیت فلان شخص را پس از انجنیر احمد شاه احمدزی نشان دهد، در دست نیست و در هزاران سندی که در دوران جهاد و هجرت وجود داشته و دارد، هرگز از کسی به نام معاون جمعیت اسلامی نام گرفته نشده است.

پس زندگی نامۀ مولف را کی نوشته و همچنان دروغ شاخدار و باور نکردنی را به صدها هزار مجاهد و مهاجر و هموطن ما داده و در چشمان شان جا باز کرده است!

چگونه امکان دارد که کسی در مورد جمعیت اسلامی افغانستان چیزی بنویسد و از رهبر جهاد و مقاومت حرفی به میان نیاورد!

به درستی که زمان چاپ کتاب، مؤلف با جمعیت اسلامی و رهبری آن علاقه نداشته و خود مؤلف و یا کسی که آن را چاپ کرده به غلط حرف هایی زده که همه خلاف واقع است.

یکبار در دورۀ انتقالی نیز در تالار مطبوعات وزارت اطلاعات و فرهنگ، حرف هایی ناسزا در مورد یک فرماندۀ مشهور و وزیر بر حال جمهوری اسلامی افغانستان از قول فردی در رادیو /بی/بی/سی نشر شده بود که همان شب توسط سخنگوی جمعیت اسلامی از طریق همان رادیو (در بخش شبانگاهی) رد شد و گفته شد که جمعیت اسلامی هرگز به این نام و نشان، معاون نداشته و اکنون هم ندارد!

ادامه دارد




 
   

  All The Copy Rights To Mujahedweekly|2009|Power By Webmaster